همه چیز این جهان به یکباره به گونهای بی معنا شده است که گویی دیگر در رویاهایم هم آرامش نمییابم .به گمانم هدف به گونهای بزرگ انتخاب شده است که کوچکترین نقطه اش خود سالها مرا به فکر فرو میبرد .
چشم که میبندم گویی تمام ستارههای آسمان مانند بمبهای سنگین بر سرم فرود میآیند و به روشنی آتش میگیرم و تب میکنم از این روزگار که تند میرود و من همان در ابتدای راهش به تردید آهسته قدم بر میدارم .
No comments:
Post a Comment