Thursday, June 25, 2009

قهقهه

پشت این ابرهای سیاه
سکوت مرگبار من
و قهقهه‌ تو
به امید زنده ام
گویی تنها به دوش گرفتم
تمام این سالها را

صدایم را می‌شنوی؟
فریاد می‌‌زنم
گویی حنجره‌ام زندانی زخمهاست .

به رویا می‌‌بینم
این ابرهای سیاه
سکوت مرگبار من
و قهقهه تو
قربانی زمان می‌‌شوند .

من به دروازهای شهر پناه میبرم
و تو همیشه کنارم ایستاده‌ای .......

1 comment:

  1. زمان و امید دو دشمن بزرگ هستند که صعود و نزول قرینه دارندوای کاش با گذشت زمان از میزان امید کم نمیشد

    ReplyDelete