Tuesday, June 23, 2009

حامد


فرو افتاد ....
بی‌ صدای مهیب ....
روان در میانه راه صدایش را شنیدم
" اوضاع خوبه؟"
چه بگویم که افتادم
از تبر به ریشه و از سنگ به شیشه
" حالت خوبه؟"
به گمانم حالم خوب است.

1 comment: