Thursday, July 23, 2009

جای زخم


.... به گمانت که منم
شاهدم من
پر بریده گنگ و بیمار و تن او که ز خواب آشفته تر است
شاهدم من
راه نیستم
بلکه تکرار شبم
شب شعر و دو مهپارهٔ عریان
.... دو چال کمر و من
که یک در میان می‌افتم و هر بار بر نمی‌‌خیزم

No comments:

Post a Comment