به رویا میبینمت
خندان و پا کوبان
در آرامشی ابدی
عاری از من
بی گناه
این کنار و تنها
میان این همهٔ انسانها که پیش میروند
ترسان عقب کشیده ام
ساکن شدهام
حبس شده در گذشته
به رویا میبینمت
من
تو را به نماز میخوانم
تو را به امید ، زندگی
..........
No comments:
Post a Comment