وقتی راه میرفتم
همه جا نشانی از تو بود.
طنین قدمهایت،
سکوت مرگباری را که به دوش میکشیدی.
من و تو نشانی از آدمیت نبردیم
وگرنه پشت به پشت
با سلاحی در دست
نشانه را هدف نمیگرفتیم
و سکوت نمیکردیم
............
این بازی احمقانه را تو بردی.
Wednesday, April 8, 2009
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
اين بازي سكوت را چه احمقانه، تو بردي ...ء
ReplyDelete